كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
10
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ چگونه كافر مىشويد به خدا وَ كُنْتُمْ و حال آنكه شما بوديد أَمْواتاً مردگان يعنى اجسامى كه آن را حيات نبود چون نطفه و علقه فَأَحْياكُمْ پس زنده گردانيد شما را بنفخ روح در ابدان شما بعد از تسويه ثُمَّ يُمِيتُكُمْ پس بميراند شما را در وقت انقضاى آجال ثُمَّ يُحْيِيكُمْ پس ديگر بار زنده گرداند در قبور يا به نفخهء صور اجساد شما را زنده سازد براى نشور ثُمَّ إِلَيْهِ پس بسوى او تُرْجَعُونَ بازگردانيده شويد براى مجازات هُوَ الَّذِي او آن خدائيست كه بقدرت بىعلّت خَلَقَ بيافريد لَكُمْ براى انتفاع شما ما فِي الْأَرْضِ آن چيزها را كه در زمين است جَمِيعاً همه آن ، از جبال و معادن و عيون و انهار و نباتات و حيوانات ثُمَّ پس از آفريدن زمين اسْتَوى قصد كرد إِلَى السَّماءِ بسوى آفرينش آسمان فَسَوَّاهُنَّ پس راست كرد بىفطور و اعوجاج و خلل آنها را سَبْعَ سَماواتٍ هفت آسمان وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ و اوست به همه چيزها عَلِيمٌ نيك دانا يعنى داند كه هر چيز چرا ساخت و براى چه آفريد وَ إِذْ قالَ و ياد كن اى محمد ص چون گفت رَبُّكَ پروردگار تو لِلْمَلائِكَةِ مر تمام فرشتگان را با جمعى كه ساكنان زمين بودند بعد از قتل و اجلاى بنى الجان إِنِّي جاعِلٌ به درستى كه من آفرينندهام فِي الْأَرْضِ در زمين مكه و اصح آن است كه مطلق زمين باشد خَلِيفَةً بدلى از قوم بنى الجان يا كسى كه در عمارت زمين و عبادت رب العالمين خليفه شما باشد و در اعانت حق و اهانت باطل خليفهء من و در بحر الحقائق خليفه را به اين معنى گفتهاند كه خلف است از جميع موجودات و همه مكونات باجمعهم خلف او نمىتواند بود زيرا كه او مجمع غرائب و منبع رغائب غيب و شهادت است خلاصه عوالم جسمانى و روحانى اوست و جامع حقايق علوى و سفلى همه او مثنوى آدمى چيست برزخ جامع * صورتش خلق و حق درو لامع متصل با دقايق جبروت * مشتمل بر حقايق ملكوت قالُوا گفتند آن ملائكه كه مخاطب بودند أَ تَجْعَلُ آيا مىآفرينى فِيها در زمين مَنْ يُفْسِدُ كسى را كه فساد كند و نافرمانى ازو صادر گردد فِيها در زمين وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ و بريزد خون مثل خود به غير حق ، و وقوف ايشان برين حال يا باخبار الهى بوده يا در لوح محفوظ خوانده بودند يا در عقول ايشان مركوز بود كه عصمت خاصه ايشان است و به جهت اين معنى گفتند كه چنين كسى را خليفه مىسازى وَ نَحْنُ و حال آنكه نُسَبِّحُ به پاكى ياد مىكنيم ترا بِحَمْدِكَ بامر تو يا بتوفيق تو كه موجب حمد است وَ نُقَدِّسُ لَكَ و ذكر مىكنيم ترا به پاكيزگى از هر ناشايستگى قالَ گفت خدا با اين ملائكه إِنِّي أَعْلَمُ به درستى كه من مىدانم در آفرينش اين خليفه از حكمتها ما لا تَعْلَمُونَ آنچه شما نمىدانيد